الشيخ رسول جعفريان

708

رسائل حجابيه (فارسى)

جواب منفى داد . امّا يأس و نااميدى از رحمت الهى منافى تعاليم اسلامى است : « إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ » . « 1 » يعنى اظهار يأس و نااميدى از نصرت الهى نمىكنند مگر گروه كافران . با اين‌كه جاى يأس نيست ، اجراى تعاليم اسلامى به ملاحظهء عناد و لجاجت بعضى و جهل و غفلت ديگرى ، بسى دشوار و مشكل است ، مگر اين‌كه خداوند متعال توفيق و نصرت دهد . از جريان و اتفاقى كه براى من در طهران مدت سه سال حاصل شد ، درجهء اشكال اجراى تعاليم اسلامى و خلاصى از بدبختىها و گرفتارىهاى اين ملّت بدبخت مشخص مىشود . مدت سه سال در تهران چه ديدم درست سه سال در طهران توقّف نمودم . در ارديبهشت 1323 از كاشان به آنجا وارد و اين كتابى را كه مىنويسم ، در ارديبهشت 1326 تحرير مىشود . در تمام اين مدت فكرم مشغول مطالعه در اوضاع اين پايتخت و احوال اهالى آن و مفاسدى كه در آن ايجاد شد و طريق اصلاح آن بود . گاهى هم از مطالعه خارج و در جادهء عمل قدم مىزدم . روزبه‌روز اشكال سخت‌تر و عمل دشوارتر مىشد . براى اين‌كه تعاليم اسلامى كه سابق در ايران خاصّه در تهران كم و بيش اجراء مىشد ، در مدت بيست سال اخير كاملا در گوشهء نسيان و پشت پردهء غفلت متروك شد و جهل كه در اين مدّت تمركز يافت ، سدّ قوى ما بين مردم پايتخت و تعاليم اسلام ايجاد كرد به حدّى كه نام تعاليم اسلامى نه فقط نزد متجددين افراطى ، بلكه نزد متظاهرين به ديانت هم نمىتوان برد و بالجمله در تهران مسلمان نيافتم . در كتاب هدى و شفا تفسير سورهء حجرات كه در تهران طبع و منتشر كردم ، در تفسير آيهء مباركه « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » ، « 2 » مدلّل نمودم كه سبب بدبختى و اختلال جامعهء بشرى عمل ننمودن به احكام اسلامى است و نجات و نظم و سعادت بشر عموما منحصر به تطبيق و اجراى آن احكام است . واضح كردم كه مدّعيان اسلام خصوصا ، طهرانىها ، اعم از متظاهرين به ديانت و غيره هم ، هيچ يك به احكام اسلامى عمل نمىكنند . اسما مسلمان و حقيقت بر خلاف اسلام هستند و تمام طبقات اسلامى بدون استثنا ، بر عليه اسلام عملا قيام نمودند و ضرر متظاهرين به ديانت اسلام ، بيشتر از ضرر بىدينان مىباشد . ديگر در اين كتاب حاجت به تكرار نيست . فقط در اينجا مجمل اوضاع تهران از نقطه‌نظر صلاح و فساد ذكر مىشود .

--> ( 1 ) . يوسف ، 86 ( 2 ) . حجرات ، 1